طراحی سایت

X
تبلیغات
رایتل

طراحی سایت


***
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1385 توسط امیر

تنهاترین مخلوق توی جهان به این بزرگی آدما هستن . آدمایی که از نظر تعداد شاید تنها نباشن ولی توی محبت و همدلی تنهاترین هتسن ، توی صداقت ، توی مهربانی توی غم و غصه هاشون ، توی خلوت دلشون و... تنهاترین هستن . وقتی هم که میمیرن بازم تنها هستن ، خیلی دوست داشتم می دونستم اون هدفی که خدا مارو بخاطرش خلق کرده چیه...

اینجور که نقل شده خدا وقتی که آدم رو خلق کرد ، فرشته ها با تعجب از خدا پرسیدن چرا مخلوقی آفریدی که توی زمین ظلم می کنه و خون هم نوع خودش رو میریزه و هزاران هزار کار نادرست دیگه انجام میده . خدا هم گفت ، من چیزی می دونم که شما نمی دونید و در خلقت این آدم هدف بزرگی است ! ... نمی دونم چی باید بگم یا چیکار باید بکنم ،  می خوام زندگی کنم ولی هیچ ارزشی نسبت بهش احساس نمیکنم ، می خوام زندگی نکنم ، میبینم دین خدا جلوم ایستاده و میگه نعمت حیات رو باید حفظش کنی تا خدا خودش این امانت رو پس بگیره ، موندم چیکار کنم .

مرگ رو دوست دارم چون این زندگی بی ارزش رو ازم می گیره . اینقدر دلم پره از دست همه چی که اگه می تونستم همه ی دنیا رو آتیش میزدم و یه دنیای دیگه با یه آدمای دیگه به جاش درست می کردم ...

دیگه آدم به دلش هم نمی تونه اعتماد کنه ، به قلبش ، به چشماش ، به گوشاش و حتی به عقلش هم نمی تونه اعتماد کنه .

کم کم آدما باید یاد بگیرن که چیزی رو باور نکنن ، باورها باید عوض بشه .

منم آن آذرین مرغی که فی الحال

بـسوزم عـالـمـی را گــر زنــم بـال

مــصـوّر گـر کِشد نقشم بـه دیوار

بـسـوزم عـالــم از تـأثـیـر تـمـثـال

دانلود(رضا صادقی : فقط به خاطر تو ...)

دانلود(رضا صادقی : اشاره ...)

 



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک