- میشه چشماتو ببندی ؟!
- چرا ؟
- نمیدونم، دوست دارم چشماتو ببندی!
- منکه نمیفهمم چی میگی ولی باشه... خب بستم! حالا چیکار کنم ؟؟
- هیچی !
- خب این هیچی یعنی چی ؟!
- گفتم که هیچی ! فقط میخواستم یه لحظه چشماتو ببندی... چشماتو به روی همه ی چیزایی که میتونستی ببینی ببندی و نبینیشون بخاطر من ! خواستم چشماتو بخاطر من به روی همه ی زیبایی ها و قشنگی های دنیا ببندی، به روی همه ی دنیا ...
- ا... ! قبول نیست!! تو گولم زدی، اگه از همون اول میگفتی واسه چی میخوای چشمامو ببندم اونوقت چشمامو نمیبستم !
- ... میدونم ! میدونستم که اگه بهت میگفتم واسه چی میخوام چشماتو ببندی اینکارو نمیکردی ... !
- نه! نه اینکه چشامو نبندم یا اینکه نخوام ببندم !
- پس چی ؟!
- بگم ؟!
- خب آره بگو...
- خب اگه از همون اول میگفتی که واسه چی میخوای چشامو ببندم... خب اونوقت میمُردم ! تا واسه همیشه بخاطر تو چشامو به روی همه چیزو همه ی دنیا بسته باشم !!
- من Game Over ! ولی ... خره ! دیوونه ! اخمق! میدونی این حرفی که میگی یعنی چی ؟؟؟
- ها ؟؟... خب یعنی چی ؟؟
- خب اگه بمیری که اونوقت چشماتو به روی من هم بستی که !!!
- نه ! جر نزن دیگه !! منظورم این نبود! .... اصلاً میدونی چیه، چه از همون اول دلیل بستن چشمامو میگفتی چه نمیگفتی من چشمامو نمیبستمممم !
- بازم همون شد ! اولاً که من همون اول دلیلو بهت نگفتم و تو قبول کردی و چشماتو بستی ! دوّمندش ! منکه گفتم اگه دلیلشو میدونستی چشماتو نمیبستی !!
- ......!!! نه! میدونی چیه ! خب من کامل چشامو نبسته بودم که! داشتم زیرچشمی یواشکی نگاه میکردم !!
- همونقدر هم واسم کافیه ...!
- میکُشششممممممممممممممممممتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!
- میمیییییییییررررمممممممممممممممتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!

|