***
تیر 1388
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
آرشیو

مجموعه مستند راز مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد
دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 3 تیر ماه سال 1388
ساحل ...

من به محبت تشنه ام

من به دیدارت آغشته ام

ای دوست ....

سایه ی دست دلتنگیهایت بر سرم سنگینی میکند

من به ساحل غم می مانم

می مانم مثل تمثیلی از رخسار سکوت

می مانم همچون پای خسته ی یک عمر غم و تنهایی

من رنگین کمان رنگها هستم

من به دیار غم تازه ام

ای دوست ....

کوچه ی دلتنگیه من اسیر خاطره هاست

اسارت رنگی دگر از ساحل اوست

من به ساحل غم اسیرم

من دگر در فکر نیستم 

من به عادت دچارم  

.......

 


پنجشنبه 19 دی ماه سال 1387
احساس ....

میتونی تصورش کنی ؟؟ 

فکرشو بکن .... 

 

 

 

...  

..  

.  

نمی خواد زیاد فکر کنین چون نمیتونین تصورش کنین !  

احساس کردنیه  

باید احساسش کنی ...  

 


پنجشنبه 12 دی ماه سال 1387
مــــحــــرّم ....

فرا رسیدن ایّام عزیز محرّم رو به همه تهنیت و تسلیت میگم ... 

 

التماس دعا ....   

 

 

 


جمعه 15 آذر ماه سال 1387
گــفــتــگــو ....

گفتمش بخند 

گفتم با من نجنگ 

گفتم دستم بگیرو با خود ببر 

گفتمش به من بیاموزو برو 

گفتمش بشکن این بلور سرخ رو 

گفتم مرا دیوانه رها نکن 

گفتم منو آشفته با من آشنا نکن   

گفتم یکبار یک زندگی .....  

گفتمش یه فرصت برای این زندگی

گفتمش من آلوده ام 

گفتمش بیخود فالوده خریده ام ؟!

گفت بیهوده می گویی  

گفت بیسوده میجویی .... 

.....

دیگه یادم نیست چی گفتیم ! 

 فقط همینا یادم بود ! 

 

  

پ.ن. این از نوشته های خودم بود !

 پ.ن. تا حالا متن احساسی عشقولانه طنزی نخونده بودید ؟!!

پ.ن. خودتون دیوونه اید!  

پ.ن. بازم خودتون دیوونه اید !!  

 


چهارشنبه 29 آبان ماه سال 1387
فقط یه آهنگ !

نمیدونم چرا ولی این آهنگ تا حد جنون میبره منو ! 

خیلی خوشم میاد ازش، به نظرم یکی از قشنگ ترین آهنگای شادمهر عقیلیه .... 

 

بـیـا (شادمهر عقیلی) 

 


دوشنبه 8 مهر ماه سال 1387
یه روزی یه جایی ....

هممون به گذر مبتلاییم، 

گذر عمر .... 

گذر خودمون

گذر گذشتمون

گذر فردامون

... 

و این شاید تنها نقطه ی مشترک همه ی آدما باشه ... 

آدما عوض میشن، ولی چقدر ؟ 

گهگاهی یه نگاهی یا شایدم یه حرفی، جایی، زمانی، مکانی یا هر چیزی مارو بدجوری توی فکر فرو میبره .... 

ته تهش اینه که یهو به خودمون میایمو میبینیم، یه چند دقیقه ای یا شایدم ساعتی، روزی، هفته ای، ماهی، یا شایدم سالی و یا حتی عمری گذشتو ما غرق در آنچه میگذشتو غافل از خویشتن خویشو اندر خم یک کوچه !  

 همیشه فکر می کردم که وقتی بیاد، صداش، نگاهش با همه ی صداها و نگاه ها فرق می کنه و منم میشم اونی که باید باشم نه اینی که هستم

 اون اومد .... 

 صداش و نگاهش با همه فرق می کرد 

ولی من همونی موندم که بودم و این شد که دیگه من با اون نبودم .... 

و من دلم خوش بود به اینکه حداقل تونستم پیداش کنم 

ولی حالا میفهمم که اینا فقط یه گهگاهی بود توی یه زمان یا مکانی که منو توی فکر ببره تا بعد از چند سال یهو به خودم بیامو ببینم نزدیک بود یه عمر بگذره و من غرق در آنچه میگذشتو ..... 

... 

و حالا من منتظر یه گهگاه دیگه توی یه زمانو مکان دیگه ..... 

میدونم میگذره .... 

 


چهارشنبه 3 مهر ماه سال 1387
تسلیت .....

شهادت حضرت علی (ع) رو به همه تسلیت میگم .... 

امیدوارم شب قدر پر فیضی داشته باشین 

 

التماس دعا 


جمعه 14 تیر ماه سال 1387
آرزو ....

همه چی می تونه یه اتفاق باشه، یه خواب یه خیال یا حتی شاید یه بهانه ....

ای کاش حتی زندگی هم یه خواب یا خیال بود

حرف از نا امیدی نیست، حرف از خستگی نیست، حرف از یه آرزوئه، حرف از آزادیه، حرف از یه زندون بزرگتره !

وقتی هر کسی برا موندن فقط بهانه ای داره که این بهانه بهش دلبستگی میده و تو دنبال یه چیزی بالاتر از یه بهانه باشی و مطمئن باشی یافت می نشود! اونوقت ....

اوضاع همینه، یعنی همین بوده و همیشه هم همین خواهد بود

وقتی سعی میکنی حتی به یه بهانه ی ساده برای زندگی دل خوش کنی و اون بهانه رو پیدا نمیکنی ....

وقتی خودتو فدای زنده بودن با ترس میکنی و تنهائیتو میشکنی بخاطرش، دیگه اون یه ذره سنگ صبور همیشگیت رو هم از دست دادی ....

این چیزا رو نمیشه گفت  اگه هم بشه نباید گفت، چون اون چیزی که گفتنیه رو نمیشه گفت و اون چیزی که گفته میشه اون چیزی نیست که گفتنیه .....!

حرف از باور یه آرزوی قشنگه، می دونم این روزا نه باوری وجود داره نه آروزی قشنگی ولی حداقل میشه توی این ذهن نیمه جونمون تصورش کرد

شاید همینقدرشم غنیمتی باشه ....

 پ.ن : گشتن نبود، گفتن نگرد نیست.

پ.ن :  گشتم نبود، نگرد نیست !

 

 


پنجشنبه 16 خرداد ماه سال 1387
من و تو ....

من و تو باز تنهای تنها ....

چشم به هم می دوزیم،

                          و در عمق نگاه های خیس هم غرق می شویم،

من و تو باز با هم ....

دست در دست هم می رویم،

                             تا پشت پا بزنیم به هر چه خیال تنهائیست،

من و تو باز منتظر....

تا خورشید آرزوهایمان طلوع کند،

                                    و ما را از خواب بی عشقی بیدار کند ....

من و تو باز شیفته ...

شیفته ی یک هوس، 

                       که می رهاند ما را از خیال تنهایی،

من و تو باز خسته ....

تا که محتاج باشیم،

                       محتاج بهانه ای برای آغوش گرم همدیگر ....

من و تو باز غمگین ....

آری غمگین، تا بدانیم با هم بودن یا نبودن دلیل بر غمگین بودن یا نبودن نیست ...

.... و اینبار من بی تو  و تو بی من تنهای تنها .

 

 


چهارشنبه 1 خرداد ماه سال 1387
* حضرت فاطمه (س) *

شهادت حضرت فاطمه (س) رو به همه تسلیت میگم ....

التماس دعا

 

ببخشید دیر آپیدم. دفعه ی دیگه زودتر آپ میکنم .... 


دوشنبه 19 فروردین ماه سال 1387
گاهی ....

گاهی وقتها آدما فکر میکنن عاشق شدن ...

گاهی هم فکر میکنن که عشق یه دونست،

گاهی اوقات هم دوست دارن که عاشق بشن و دوست داشته باشن و دوست داشته بشن ...

گاهی وقتها آدمها از یه چیزایی یا کسایی متنفر میشن، از همه چی، از عشق از زندگی، از خودشون

گاهی اوقات هم چیزی به اسم عشق رو باور ندارن و از عشق به عنوان یه افسانه یاد میکنن ...

گاهی هم زندگی رو یه هوس بازی میبینن،

گاهی هم همه ی خواسته هاشون به این دنیا ختم و محدود میشه و نه بیشتر، و گاهی هم بالعکس.... !

البته همه ی این گاهی ها و تنوعشون معمولاً بعد از یه سری اتفاقاتی که توی زندگی آدما رخ میده شکل میگیره و اغلب اگه یکی از این گاهی ها که شکل بگیره تقریباً واسه همیشه توی ذهن اون آدم جا خوش میکنه و .....!

حالا کی میدونه که کدوم یکی از گاهی ها درسته و کدوم اشتباه ؟؟

شاید بعضیها بگن که هر کدوم از این گاهی ها می تونه درست باشه چون زندگی نسبیه!

کاملاً واضحه که زندگی رو نمیشه با قانون نسبیت انیشتین ربط داد!! زندگی چه خوب چه بد نسبی نیست... هرچی که هست کامله، یا کسی زندگی میکنه یا زندگی نمیکنه، در هر صورت کامل هست ....

کسی میدونه باید به کدوم یکی از این گاهی ها دل خوش کرد ؟؟ کسی میدونه کدوم یکی از گاهی ها باید توی زندگیمون جا خوش کنه ؟؟ ....


پنجشنبه 16 اسفند ماه سال 1386
یه دوباره ی دیگه !

میگردی ولی چیزی پیدا نمیکنی، میپرسی ولی جوابی نمیگیری

گُم میشی ولی راهی جلوت نیست، داد میزنی ولی کسی صداتو نمیشنوه یا میشنوه و نشنیده میگیره ...

پر از دردی ولی مرحمی نیست برای دردات

و این زندگی ....

خدایا تو ...؟؟

خودتو دور میزنی، زندگیتو دور میزنی ولی هیچی اونورش نیست

خواسته یا ناخواسته همه دنبال یه همزبون میگردن ولی دریغ از کسی که دنبال همدل باشه ...

خدا ...

از هرچیزی میشه حرف زد، از هر چیزی میشه گِله کرد یا میشه قید همه چیو زدو بیخیال بود، و این بدیهی ترین جوابیه که همیشه به ذهن آدما میرسه ولی هیچوقت باعث آرامش نمیشه ...

و تنها آرزوی آدما ...

میشنوی حرفامو خداا ؟؟؟

ذهنم پر از حرفای نگفتست و من میدونم هیچ وقت و هیچ جا، هیچ کسی نمی تونه حرفای نگفته ی منو .....

خدایا دلمو خوش میکنم که فقط تویی که میفهمیو میدونی که من چی میگمو حرفای نگفته ی من چیه، این دلخوشیو هم ازم نگیر ....


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 44778


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها